شکل گیری چاکوچ

بیوگرافی:

دانیال زرگان در سال 64/7/2  در یک روز پاییزی در شهر تهران به دنیا آمد.لیسانس ارتباطات و فوق لیسانس مشاوره و راهنمایی از دانشگاه میبد یزد می باشد.
دانیال زرگان به دلیل ارتباط بیشتر با مردم، فضای کافه برایش لذت بخش بود، به همین سبب به این حرفه علاقه مند شد.

آغاز فعالیت:
مسترچیکن در سال 1388 وارد عرصه ی بیزینس فست فود شد و از ظرف شویی در رستوران فعالیت خود را آغاز کرد. بعد از گذشت 3 سال در دوران دانشجویی خود، یک کافی شاپ راه اندازی می کند.
به دلیل معروف شدن و جذب مشتری فراوان، مالک کافی شاپ با افزایش غیرمعمول و چند برابری اجاره مسترچیکن را بیرون، و آن جا را به پسران خود واگذار می کند.
مسترچیکن پس از جست و جوهای فراوان، مدیریت یک رستوران ایتالیایی، را در دست گرفته و رونق اساسی به آن جا می بخشد. اما بنا به دلایلی با شریک خود دچار مشکل می شود و در نهایت مسترچیکن را از رستوران بیرون می کند.
مسترچیکن بعد از اتمام دوره ی کارشناسی، به کرج سفر می کند و در آن جا تصمیم به زدن یک کافه فست فود می کند. بعد از گذشت مدت زمانی به دلیل عدم شناخت بازار کرج و نداشتن تجربه کافی، کل سرمایه خود را از دست می دهد و کلی بدهی و چک بدست می آورد.
با رخ دادن اتفاق های ناگوار، مسترچیکن دچار بیماری روحی و جسمی می شود و به طرز عجیبی 28 کیلو وزن کم می کند! اما با این حال تسلیم نمی شود و در نهایت در جاده مخصوص کرج یک کارگاه صنعتی کوچک، را به یک دیزی لند تبدیل می کند که از 6صبح تا 7شب در آنجا فعالیت داشت. در این دوران که مسترچیکن مشغول کار در دیزی لند بود وضعیت روحی او بهبود یافت اما بعد از مدتی، ناچار به ترک آن جا می شود.

فاصله گرفتن از دنیای رستوران:

در سال 1396 مسترچیکن به دلیل پاس کردن چک ها و بدهی های خود وارد سامانه اسنپ می شود.در طول مدتی که مسترچیکن مشغول کار در اسنپ بود، بر خلاف میلش با فردی به دلیل اجازه نگرفتن برای سیگار کشیدن در ماشین درگیر می شود و همان لحظه سامانه اسنپ را رها می کند.
همان شب مسترچیکن به تهران آمد و به طور اتفاقی در کنار خیابان با یک فست فود سیار مواجه شد و ایده ای در ذهنش شکل گرفت.

پیاده سازی ایده(فودتراک):

به همین منظور پراید خود را فروخت، و یک آریسان تهیه کرد. سرانجام با همکاری یکی از دوستانش، فود تراک خود را برای اولین بار در کوی فراز سعادت آباد راه اندازی کرد.
طی این مسیر، مستر با مخالفت های شدید خانواده مواجه می شود اما از هدفی که در سر داشت دست بردار نبود وهمچنان در این مسیر هدفمند گام برمی داشت.
درآمد روزانه او از فودتراک کمتر از 70 هزار تومان بود! مستر هر روز از ساعت 10 شب تا 5صبح از کرج به تهران می آمد و سخت در تلاش بود که مشتریان بیشتری را جذب فودتراک کند. اما در همین ابتدای کار ماموران شهرداری مانع ادامه کسب و کار او شدند.
مسترچیکن پس از طی مسیرهای طولانی، که در جست و جوی یک مکان جدید برای راه اندازی دوباره فودتراک بود، همکار و دوستش که اولین بار با او وارد این حرفه شد از او جدا می شود و مستر در یک مسیر پرپیچ و خم تنها می ماند.

اختراع پنیرکش دار:

با استقبال مردم از فودتراک، مسترچیکن متوجه این موضوع شد، که اکثر افراد طرفدار پنیر روی مرغ گریل شده هستند. پس برای بهتر دیده شدن از دید مشتریان، به فکر نشان دادن ریختن پنیر روی ساندویچ شد. به همین سبب پنیر را با یک فرمول خاصی تهیه کرد، که برای اولین بار در ایران “پنیر کش دار مایع ” توسط مسترچیکن اختراع شد.
مسترچیکن از روزی که فودتراک را راه اندازی کرد، فست فود را با یک بسته بندی ویژه در اختیار مشتریان قرار داد که ناخودآگاه ایده ی برندسازی را به طور ذاتی اعمال کرد.

شروع تبلیغات:

یک شب، یکی از مشتریان فودتراک “ملیکا تهامی” بعد از صرف مرغ گریل شده، که بسیار باب میلش بود یک استوری تبلیغاتی در اینستاگرامش منتشر کرد، همین تبلیغ تغییری در روند فروش فودتراک ایجاد می کند که از فردای آن روز کم کم فروش دو برابر شد.
مسترچیکن متوجه این موضوع شد که تبلیغات چقدر می تواند در روند فروش تاثیر گذار باشد، که در نهایت یک شخصیت با (سیبیل،عینک،کلاه،مو)ساخت تا توجه مردم را بیشتر به خود جلب کند.
دکتر آرین اکبری ایده “پرسنال برندینگ” را به طور ذاتی در وجود مسترچیکن کشف کرد و انگیزه ی فراوانی در این زمینه به او داد که مسترپس از تحقیقات فراوان در این زمینه، تغییری در گویش خود ایجاد کرد.
رقبا که هیچ تبلیغاتی برای فودتراک خود انجام نداده بودند و از طرفی مسترچیکن هیچگونه پارتی نداشت، پس با شهامت از یک بلاگر دعوت کرد تا تبلیغ فودتراک را در اینستاگرامش منتشر کند.آشنایی بیشتر مردم با فودتراک مسترچیکن، معروفیت بیشتری را در فضای مجازی رقم زد، که به دنبال آن ماشین فودتراک تبدیل به یک کارگاه تولید کوچک شد که تنها 6 نفر در آن فعالیت داشتند.
در این میان، اذیت و آزار رقبا و شهرداری شروع شد و تا جایی این مسئله ادامه پیدا کرد که از مسترچیکن تعهد گرفتند که دیگر حق فعالیت در منطقه 2 را ندارد و علاوه بر این به مدت 25 روز وسیله نقلیه مستر را توقیف می کنند.

راه اندازی آشپزخانه:

مسترچیکن برای امنیت شغلی بیشتر، به فکر زدن مکانی ثابت می شود.بعد از آزاد شدن وسیله نقلیه، مستر نه تنها در فودتراک فعالیت داشت، بلکه در آشپزخانه نیز فعالیت خود را به صورت شبانه روزی ادامه می داد.
گروه مسترچیکن با پشتیبانی قوی تر، در بازار شبانه حرف اول را می زدند اما از اقبال بد، بازهم با توقیف وسیله نقلیه خود مواجه شد اما مسترچیکن با خیالی آسوده همه را به آشپزخانه دعوت کرد ولی به خاطر ازدحام و تجمع در آن جا و زیاد شدن شکایات، نیروی انتظامی، بهداشت و اماکن به صورت گروهی و غیر رسمی وارد آشپزخانه شدند و این بار پرونده آشپزخانه به طور کامل بسته می شود که این پروسه در طول 6 ماه اتفاق می افتاد.

تحولی در فودتراک:

حضور مستر تیستر در کنار مسترچیکن به طور کاملا اتفاقی، سوپرایزی در فودتراک ایجاد می کند. مستر تیستر با گذاشتن 7 پست تبلیغاتی رایگان در اینستاگرامش، سیر عظیمی از مردم را به سمت فودتراک هدایت کرد، که شب اول مسترچیکن با دیدن ازدحام و شلوغی از جانب مردم، ماشین را رها کرد و پا به فرار گذاشت.
در کمتر از 1ماه سیستم امنیتی به دلیل برهم زدن نظم ملی به مدت2 سال، حق کار کردن شبانه را ممنوع کرد و مستر را راهی بازداشتگاه کردند.

شروعی دوباره:

در طول این 1سال، مسترچیکن حق فعالیت در فودتراک را نداشت، اما دست روی دست نذاشت و به علت نداشتن پول پیش تصمیم گرفت که در سی تیر یک مکانی برای شروعی دوباره اجاره کند اما قبل از هر اقدامی در همان جا، با شخصی آشنا شد.

(+مسترچیکن، میشه یه عکس باهاتون بگیرم؟
-بله، حتما.
+مسترچیکن، اینجا چیکار می کنید؟
-حقیقتا ماشین جمع کردم و تصمیم دارم اینجا به غربه اجاره کنم.
+واقعا چه عالی، باشه)

بعد از گفت و گوی کوتاهی، مشارکت در این زمینه آغاز می شود.

افتتاح اولین شعبه:

افتتاحیه با شکوه شعبه یک مسترچیکن در تجریش، با حضور استادان و هنرمندان گرامی از جمله:بابک بختیاری،آرین اکبری،مسترتیستر،دانیال عبادی و حسام نواب صفوی برگزار شد.
روند کار موفقیت آمیز بود و همواره کیفیت بالا و قیمت مناسب را در فروش حفظ می کردند. مسترچیکن بدون در نظر گرفتن هزینه های مغازه، با فروش بالا اما سود بسیار ناچیز با انرژی رو به جلو حرکت می کرد و بعد از گذشت ماه ها و ایجاد تغییراتی در منو به سود مناسب و روتین شدن کار می رسد.
در همین حین شعبه 2 را نیز در سعادت آباد راه اندازی کردند، اما بخاطر اختلافات ذهنی و فکری با شریک خود ،مجبور به واگذار کردن مغازه شد.

آغاز شکل گیری ایده ی چاکوچ:

در بهمن 98 یک سمینار در هتل اسپیناس پالاس از طرف مستر تیستر برگذار شد، که مسترچیکن به دعوت مسترتیستر به آن جا رفت. در سمینار به طور اتفاقی قرار ملاقات با بابک بختیاری رقم می خورد که درعرض نیم ساعت برند مشترک بین بابک بختیاری و مسترچیکن بسته می شود.
پس از واگذار شدن اولین شعبه چاکوچ، شعبه یک تعطیل شد و علاوه بر این مستر و شریکش 60% از مبلغ تابلوی شعبه ی دو سعادت آباد را باز گرداندند و مسترچیکن تمام تمرکزش را برای برند چاکوچگذاشت.

ایمان به باورها:

در لحظات سخت و ناگوار زندگی،امیدواری تنها عاملی است که باعث میشود دست از تلاش برنداریم و جنبه های مثبت زندگی را ببینیم. همه ما در طول زندگی با فراز و نشیب های متعددی روبه رو می شویم. گاهی زندگی،روی سخت و ناخوشایند خود را به ما نشان می دهد. با این حال،در چنین شرایطی همیشه باید به خاطر بیاورید که سختی، جزو جدایی ناپذیر زندگی است و بسیاری از افراد،شرایط سختی مشابه شما را تجربه کرده اند. این جملات امیدبخش به شما کمک میکند که در شرایط سخت زندگی، امیدتان را از دست ندهید.

“موفقیت کلید شادی نیست، شادی کلید موفقیت است. اگر آنچه انجام میدهی عاشقش باشی “مستر چیکن” موفق خواهی بود”